شما اینجا هستید | 

معماری کهن،فراتر از مدرنیته!!!(بازار) قسمت دوم

67
1
0
بازار تبریز

                                                                                                                                        

_ در مقاله قبلی به بررسی تعامل بازار با فرهنگ جامعه و زندگی مردم حاضر در آن پرداختیم و در انتها به رابطه تنگاتنگ زندگی مردم با انچه که در بازار اتفاق می افتد رسیدیم.انچه که در این مقاله قصد پرداختن به آن را داریم وجوه کاربری های مختلف در بازار و بحث زیبا شناسی آن ها در بازار است.

_در بازار قدیم مشاغل بسیاری به نان آوری و امرا معاش مشغول بوده اند که این سبب ایجاد یک محیط خواص برای هر شغل میشده و مشاغل مرتبط با هم را در یک رسته قرار میداده.این امر تا حدود زیادی باعث کاهش شلوغی جمعیت و تقسیم  آن در سایر معبر ها بوده.هر فرد به فراخور نیاز در رسته ای ورود پیدا کرده و نیاز خود را براورده میکرده؛این موضوع در ساخت و ساز های اخیر رویت نمیشود و در یک بازار یا به اصطلاح پاساژ شاهد گرد همایی مشاغل گوناگونی هستیم که هم اختیار تصمیم گیری در مواجهه با کالای مورد نیاز را از ما صلب میکند و هم سبب گسستگی های کلان در نظام اقتصادی میشود.

چهارسو

 

_ بازار های قدیمی علاوه بر موضوعاتی که تا به اینجا مورد بررسی قرار گرفت از لحاظ بصری و زیبایی شناسی نیز بسیار زبان زد بودند.این بازارها دارای تزیینات بسیار ارزنده در زمینه گچ کاری که خود به دسته های زیادی تقسیم میشوند بوده اند.تزییناتی که تماما نشان از خلاقیت استاد کاران برجسته در این زمینه را گواهی میدهد.این تزیینات به گونه های متفاوت در قالب مقرنس کاری، یزدی بندی، تاق و تویزه که هم  عنصری سازه ای و هم عنصری هنری شناخته میشوند بوده اند؛

_ انچه که در بازارهای امروز اصلا به چشم نمیخورد طراحی هدف مند در جهت سهولت کاربران است.واحد های تجاری بسیار مختصر و خالی از هرگونه ارایه ای است و بیشتر بحث توان خرید مد نظر است و کوچکترین نگاهی به مباحث دیگر نمیشود و نخواهد شد.مغازه ها یا وحد های تجاریقدیمی که تحت عنوان حجره آنها را میشناسیم به سبب اهمیت کاربری آن، برای شغل مربوطه دارای ریز فضاها وابعاد مختلف است.بخشی ار آنها دارای انبار بودهو بخشی دیگر خیر.برای مثال شکل پلان حجره عطاری کاملا با مسگری تفاوت داشته و این امر با توجه به نکته های مختلفی که در یک شغل وجود دارد بوجود امده.در اینجا به بررسی مختصر دو نمونه مثال زده شده میپردازیم.

_ عطاری به عنوان شغلی که با گیاهان زیادی سروکار دارد و به نوعی بخش زیاد آنمربوط به طبابط است و نیاز به ترکیب چند دارو با هم داشته باید فضاهایی شامل انبار و ازمایشگاه برای انجام فعلیت های خود داشته باشد.حال آنکه در هیچ کدام از عطاری های امروز هم چین فضایی دیده نمیشود.مسگری نیز جزوه مشاغلی است که به سبب کارکردن با فلزات و چکش خوار کردن آنها دارای صدای زیادیست و این یک فضای جداگانه علاوه بر انیار در پشت مغازه میخواهد تا سکوت و ارامش بازار را به هم نزند.

 

بازار مدرن

 

 

_ بازار های قدیمی ایران به نوعی کارکرد پلازاهای امروزی را نیز داشته اند،یعنی محیطی برای استراحت در مواقع فراغت از کار و همچنین شامل جوی آب و احتمالا گل و گیاه در بستر خود بوده است.چنین فضایی که به عنوان مسیر روزمره عبور و مرور مردم در هنگام بیرون رفتن از خانه و رجعت آنها استفاده میشده ،نه تنها خسته کننده و یا گرم  و سرد نبوده بلکه شامل فضایی دلگرم و دلنشین در کنار حجره های زیبای آن زمان بوده است.مردم برای رفتن به مدرسه،مسجد از این مسیر عبور میکرده اند و به نوعی کسب و کارشان با محیط زندگی عجین شده ونیاز به رفت  و آمد های طولانی برای رسیدن به محیط کار خود را نداشته اند.

ایا چنین فضاهیی را میتوان در مغازه های عصر خودمان مشاهده کرد؟

 

بخشی از آنچه در بالا گفته شد به مطالعات بنده در خصوص معماری اسلامی و کتابهای استاد پیرنیا تعلق دارد.

نگارنده:علی اکبر گلناری