شما اینجا هستید | 

فضا چگونه به وجود می آید؟

142
0
0
7

- فضا پنجمین عنصر از عناصر شکل دهنده فضا محسوب میشود.در واقع فضا پس از نقطه،خط،صفحه،وجه قرار میگیرد که کیفیت آن بستگی به چگونگی تناسبات چهار عنصر قبلی میباشد.اگر بخواهیم این عنصر را تعریف کنیم میتوانیم به سه بعدی بودن آن و همچنین بستر اتفاقاتی که در آن به وقوع میپیوندد اشاره کنیم.این اتفاقات در هر بستری نیازمند وجود فضاست،پس از این مفهوم میتوان نتیجه گرفت فضا هم یک ماهیت فیزیکی دارد و هم یک ماهیت متا فیزیک.ماهیت متافیزیک فضا در ذهن سبب پیدایش خاطرات و سپس رشد خلاقیت در کنار آن میشود؛ماهیت مادی آن هم بستر شکل گیری بسیاری از حوادث مربوط به آن است.

 

8

 

 

_ در واقع هر جسمی با توجه به فضایی که در آن قرار میگیرد بررسی میشود و بر اساس همین فضا است که ما بسیاری از ویژگی های یک موجود زنده یا یک شی غیر زنده را استناد میکنیم.برای مثال ما بزرگی یا کوچکی یک موجود زنده را با توجه به فضا یا دیگر عناصر قرار گرفته در آن که نسبت به خودش مشخص شده اند دریافت میکنیم.سایه را بسته به نور جریان داشته یا جریان نداشته در یک فضا میبینیم؛پس میتوان دریافت که ماده برای شناخته شدن نیازمند فضا است و اینگونه شناخته میشود.

_ فضا سبب شکل گیری خاطرات است به این صورت که ما هرچه در ذهن خود به خاطر می آوریم همراه با یک فضای متصل به آن است و از این جنبه در برخی موارد موجودیت بعد متافیزیک ما نیز گاهی متصل به یک فضاست.

 

9

 

 

_ کیفیت فضایی که در آن قرار میگیریم کمک شایانی به رشد و پیشرفت خلاقیت ما میکند،چرا که از لحاظ علمی ثابت شده حقیقت چیزیست که توسط ناظر آن دیده میشود و اگر این گستره توسط فضاهای نامطلوب بسته شود نمیتوان از آن توقع شکل گیری بستری نیرومند را داشت.

_ ما برای فضاهای مختلف کارکرد های متفاوتی در نظر میگیریم و این سبب تغییر در روند طراحی ما در یک نظام هدف مند میشوند و منشا آن باور ما به تاثیر فضا برروی عملکرد میباشد.ما برای هر فضایی مجموعه ی خاصی از فرم ها را در نظر میگیریم و این ریشه در ذات ما دارد.چرا که در مرحله ای خود فرم ها به فضا متصل میشود و به آنچه در ذات ما شکل گرفته است ،پیوند میخورد و موجب پیدایش یک درک عمیق از هر فرمی بسته به موضوع مورد استفاده آن میشود.برای مثال ما از فرم های منحنی (یک سری فرم های خاص مورد نظر است نه لزوما تمامی منحنی ها)توقع ایجاد حرکت در فضا و به تبع آن هیجان و شور بیشتری تصور میکنیم و با توجه به نیازمان در فضاهای متفاوت از فرم های مختلفی استفاده میکنیم.در حقیقت این کثرت از بستر های مختلف در طراحی نیاز ما را به یک وحدت و یگانگی که همگیشان از یک نقطه آغاز میشود پاسخ میدهد. 

_ در واقع هر فضا بر گستره ی عمیقی از عواطف،خشم،نفرت و... دلالت میکند و بسیاری از مفاهیم یاد شده برای شکل گیری نیازمندوجود یک فضای مخصوص به خود است.

 

آنچه در مقاله بالا گفته شد برداشت شخصی بنده با مطالعه کتب روان شناسی و علمی و معماری بوده.