شما اینجا هستید | 

معماری هنری بزرگ

60
0
0
معماری هنری بزرگ

هر کاری که انجام می‌شود، هنر است و معماری بزرگترین هنرهاست. معماری تفکراتی را در برمی‌گیرد که سایر هنرها حتی نمی‌توانند با آن دست و پنجه نرم کنند. هنری است که با احساسات انسان‌ها، تجربیاتشان و دیدگاه‌هایشان نسبت به یک بنا در ارتباط است. چیزی است میان هنر، علوم، اقتصاد و سایر رشته‌های دیگر. اما همیشه به عنوان هنر در نظر گرفته شده است، چرا که به تجسم، تخیل و خلاقیت نیاز دارد تا پدیده‌ای را خلق کند که پر از ابتکار و نوآوری باشد؛ پدیده‌ای متفاوت از دنیای مهندس‌ها و نقشه‌کش‌ها.


آبستره

درحالیکه هنرمندان از دنیای حقیقی به آبستره کار می‌کنند، معماران این مسیر را وارونه طی می‌کنند. از آنجایی که هنر با یک سوژه یا اتفاق خاص به خود مشروعیت می‌بخشد، معمارها آن را در نمایی از یک بنا جلوه‌گر می‌کنند. معمار، با وجود همه محدودیت‌های مهندسی برای برقراری امنیت، کارایی، حفاظت از محیط زیست و توجیه اقتصادی، چیزی را خلق می‌کنند که فراتر از ایده‌های ما از فضا و نور است.

 

معماری هنری بزرگ


کارایی

بعضی هنرمندان، فرق بین معماری و هنر را در «کارایی» و «نداشتن کارایی» می‌دانند. چنین تعبیری مفهوم «کارایی» را زیر سوال می‌برد. به عنوان مثال، موسیقی چه «کارایی» جز به جوش آوردن روحیه و هیجان انسان دارد؟ به همین ترتیب «عملکرد» هنر معماری الهام بخشیدن به کمک ساختمانی مملو از نور و انرژی است. مهم‌ترین «کارایی» آن تاثیرگذاری عمیق بر روحیات و احساسات ماست.

 

معماری هنری بزرگ

 


فضا

حجم یک بنا وقتی شخص با آن روبرو می‌شود همچون موسیقی او را در بر می‌گیرد. فضا با هر قدم، جرخش بدن یا حرکت سر به انسان گوش فرا می‌دهد. هنر استفاده درست از نور در چنین فضایی فرد را برای حرکت به سمت جلو تشویق می‌کند. بطوری که انگار بیرون و درون بیا با هم تلاقی می‌کنند و ما را از یک مکان به مکانی دیگر می‌برند. معماری هنر فضا است.

 

معماری هنری بزرگ

 


ایده

یک اثر معماری ایده‌ای دارد: پیوند بنیادین میان مفهوم و فرم. ایده مانند ریسمانی مخفی است که قسمت‌های ناهمگون را با هدفی دقیق به هم وصل می‌کند. پدیده‌هایی همچون فضا، نور، مواد/جزییات، همانطور که بارها نقل شده است، مفهوم هنر را می‌رسانند و معماری این پدیده‌ها را هنرمندانه سازماندهی می‌کند.

در انتها شاید بد نباشد که به این موضوع اشاره کنیم که هنر توسط شما قضاوت می‌شود. هنر را نمی‌تواند با معیارهای موجود سنجید زیرا هرگز ساکن نبوده و مانند انرژی جاریست. نپرسید که هنر چیست یا چطور باید باشد؛ این سوال شما را در یک مناظره بی‌پایان به دام خواهد انداخت.