شما اینجا هستید | 

سنگ های آذرین

23
0
0
سنگ های آذرین

هرچه بيش‌تر به ژرفای زمين برويم، دما بالاتر می ‌رود و در ژرفای زياد به اندازه‌ی می‌رسد که برای ذوب‌ شدن سنگ‌ها کافی است. با اين همه، مواد درونی زمين به حالت مذاب نيستند و فشار زيادی که از لايه‌های بالايی بر لايه‌های زيرين وارد می‌شود، از ذوب شدن سنگ‌ها جلوگيری می‌کند. اما در جاهايی از ژرفای زمين که به دليلی(برای نمونه، در پی جايه‌جايی ورقه‌های سنگ کره) از فشار کاسته می‌شود يا سنگ‌های سطحی زمين به زير سطح فرو می‌روند، سنگ‌ها ذوب می‌شوند. 

هر جايی که سنگ‌ها ذوب شوند، ماده‌ی مذاب، که ماگما نام دارد، به سوی بالا راه پيدا می‌‌کند و آرام آرام دمای آن کاهش می‌يابد و سنگ‌های آذرين را پديد می‌آورد0 ماگما ممکن است به بخش‌های بالايی پوسته نفوذ کند يا از راه شکاف‌ها و سوراخ‌ها به سطح پوسته راه يابد. ماگمايی که از سطح پوسته بيرون نمی‌زند به آهستگی و طی سال‌ها سرد می‌شود و سنگ‌های آذرين درونی را می‌سازد. به ماگمايی که از دهانه‌ی آتش‌فشان بيرون می‌آيد و به سطح زمين می‌رسد، گدازه می‌گويند. همه‌ی حجم گدازه‌ای که به سطح زمين می‌آيد، به حالت مذاب نيست و قطعه‌های ذوب نشده‌ی سنگ و کانی‌های بلوری را نيز در خود دارد. گدازه طی چند روز سرد می‌شود و سنگ‌های آذرين بيرونی را می‌سازد. 
بررسی ترکيب شيميايی سنگ‌های آذرين و گدازه‌ی آتش‌فشان‌های فعال نشان داده است که ماگما يک ترکيب سيليکاتی با اندکی اکسيدهای فلزی ، بخار آب و مواد گازی است. سنگ‌های آذرين را بر پايه‌ی درصد اين مواد در سه گروه گرانيتی(اسيدی)، بازالتی(بازی) و آندزيتی(ميانه) جای می‌دهند. سنگ‌های آذرينی مانند ريوليت و داسيت را که محتوای سيليس آن‌ها بالاست، يعنی بيش از 63 درصد 2 SiO دارند، از گروه سنگ‌های آذرين اسيدی به شمار می‌آورند. سنگ‌های آذرينی مانند آندزيت که بين 52 تا 63 درصد 2 SiO دارند، از سنگ‌های آذرين ميانه و سنگ‌هايی مانند بازالت و گابرو را که محتوای سيليسی کم‌تری دارند، از سنگ‌های آذرين بازی هستند. برخی از سنگ‌های آذرين، مانند پريدوتيت، را که محتوای سيليسی آن‌ها بسيار پايين است، فرابازی می ‌دانند. 

 

بافت سنگ‌های آذرين 

زمين‌شناسان در بررسی‌های صحرايی، که ابزارهای پيچيده‌ی آزمايشگاهی در دسترس نيست، از اندازه و آرايش بلورهای سنگ، که بافت سنگ نام دارد، برای توصيف سنگ‌ها بهره می‌گيرند. اصطلاح بافت سنگ هنگام بررسی سنگ زير ميکروسکوپ نيز به کار می ‌رود. بافت سنگ آذرين علاوه بر اين که آن را از سنگ‌ها ديگر جدا می‌کند، ما را از درونی بودن يا بيرونی بودن آن و حتی ژرفايی که سنگ در آن‌جا از ماگما پديد آمده است، آگاه می‌سازد. 
1. بافت نهان‌بلورين. بلورها را نمی‌توان با چشم غيرمسلح ديد. اگر بلورها به اندازه‌ای کوچک باشند که فقط با ميکروسکوپ‌ پولاريزان ديده شوند، اصطلاح ميکروکريستالين و اگر فقط با ميکروسکوپ الکترونی يا پرتوهای ايکس شناسايی شوند، اصطلاح کريپتوکريستالين را به کار می‌برند. 
2. بافت آشکاربلورين. بلورها درشت و از 2 تا 5 ميلی ‌متر هستند. اين بافت زمانی پديد می‌آيد که ماگما به آهستگی درون زمين سرد شود. 
3. بافت پگماتيتی. گونه‌ای از بافت آشکاربلورين است که اندازه‌ی بلورهای آن بزرگ‌تر از 5 سانتی‌متر و حتی چند متر است. 
4. بافت پرفيری. گونه‌ای از بافت آشکاربلورين است که دارای بلورهای درشت در زمينه‌ای از بلورهای ريز است. اين بافت نتيجه‌ی سرد شدن آهسته زير سطح زمين و آمدن ناگهانی ماگما به سطح زمين است که نخست با پديدآمدن بلورهای درشت و سپس با بلورهای ريز همراهی می‌شود. 
5. بافت سوراخ‌دار. در پی سرد شدن تند گدازه‌ای که گاز فراوان در خود دارد، بر سطح زمين پديد می‌آيد. سنگ‌پا نمونه‌ای از اين بافت است. 
6. بافت شيشيه‌ای. در برخی فوران‌های آتش‌فشانی، گدازه به درون آب ريخته می‌شود و بسيار تند سرد می‌شود. اين گونه سنگ‌ها بلور ندارند و بافتی مانند شيشه دارند. 
7. بافت آذرآواری. هنگامی که گدازه به صورت ذره‌های خاکستر به هوا پرتاب می‌شود و آن ذره‌ها به صورت لايه‌ای ته‌نشين می‌شوند، سنگ‌هايی را می‌سازند که ذره‌های سازنده‌ی آن‌ها آذرين، ولی ته‌نشينی آن‌ها شبيه سنگ‌های رسوبی است. 
8. بافت آگلومرا. اگر اندازه‌ی ذره‌های پرتابی از دهانه‌ی آتش‌فشان بزرگ باشد، پس از ته‌نشين شدن به يکديگر جوش می‌خورند و سنگ يکپارچه‌ای را می‌سازند که آگلومرا ناميده می‌شود. 

 

خانواده‌های سنگ‌های آذرين 


سنگ‌های آذرين را بر پايه‌ی بافت، درصد سيليس، رنگ، چگالی، ترکيب شيميايی و در نظر داشتن ويژگی‌های ديگر، طبقه‌بندی می‌کنند. 
1. خانواده‌ی گرانيت- ريوليت. گرانيت از شناخته‌شده‌ترين سنگ‌های آذرين درونی است که فراوانی و زيبايی آن پس از صيقل يافتن، باعث شده است که در معماری مورد توجه باشد. نام اين سنگ از واژه‌ی لاتين گرانوم به معنای دانه‌ی گندم گرفته شده است، زيرا بيش‌تر کانی‌های آن به اندازه‌ی دانه‌ی گندم است. بافت‌ آن از نوع آشکاربلورين است و بيش‌تر از فلدسپات پتاسيم‌دار، پلاژيوکلاز سديم‌دار و کوارتز درست شده است. کانی‌های بيوتيت، آمفيبول، هورنبلند و گاهی ميکای سفيد نيز در ساختمان آن ديده می‌شود.گرانيت‌ها به رنگ‌های سفيد، خاکستری و صورتی ديده می‌شوند که برخاسته از نوع فلدسپات آن‌هاست. 
ريوليت از نظر نوع کانی‌ها با گرانيت تفاوت زيادی ندارد و در واقع گرانيتی است که بيرون از پوسته‌ی زمين پديد می‌آيد. ريوليت‌ها رنگ روشنی دارند و چون جهت‌يافتگی ماده‌ی مذاب را به آسانی می‌توان در آن‌ها شناسايی کرد، به اين نام خوانده می‌شوند( ريوليت به معنای جريان يافته است.) در اين خانواده سنگ‌هايی با بافت شيشه‌ای نيز وجود دارد که ابسيدين شناخته‌شده‌ترين آن‌هاست. اين سنگ تيره‌رنگ است و تيرگی آن به اين علت است که هيچ گونه بلوری در آن وجود ندارد. به سنگ‌های بيرونی با بافت سوراخ‌دار اين خانواده، پونس، پاميس يا سنگ‌پا می ‌گويند. توجه داشته باشيد که سنگ‌پا ممکن است در خانواده‌های ديگر نيز وجود داشته باشد. 
2. خانواده‌ی گرانوديوريت- داسيت. گرانوديوريت يکی از فراوان‌ترين سنگ‌های آذرين درونی است که از نظر کانی ‌شناسی، در ميانه‌ی سنگ‌های گرانيتی و ديوريتی جای می‌گيرد. زيرا درصد کوارتز آن اندکی از گرانيت کم‌تر ولی از ديوريت اندکی بيش‌تر است. داسيت همانند بيرونی گرانوديوريت است. اين سنگ در ايران فراوان است و بيش‌تر به رنگ روشن ديده می شود. 
3. خانواده‌ی ديوريت- آندزيت. ديوريت‌ها سنگ‌هايی هستند که بيش‌تر از فلدسپات‌ پلاژيوکلاز سرشار از کلسيم درست شده‌اند. اين سنگ‌ها اغلب کوارتز ندارند، اما گاهی اندکی کوارتز و فلدسپات پتاسيم‌دار نيز در ساختمان آن‌ها ديده می‌شود.کانی‌های تيره‌رنگ ديوريت‌ها اغلب آمفيبول، پيروکسن و بيوتيت است. آندزيت همانند بيرونی ديوريت است که به رنگ خاکستری تيره ديده می‌شود به صورت سنگ‌پا و آذرآواری نيز وجود دارد. 
4. خانواده‌ی گابرو- بازالت. گابروها سنگ‌های تيره با چگالی به نسبت بالا هستند که بيش‌تر از پيروکسن و پلاژيوکلاز کلسيم‌دار درست شده‌اند. البته، ممکن است اندکی اليوين نيز در آن‌ها ديده شود. بازالت همانند بيرونی گابرو است. بازالت و گابرو 75 درصد سنگ‌های آذرين پوسته‌ی زمين را می‌سازند. بازالت سوراخ‌دار را اسکوری می‌گويند که شبيه سنگ‌پاست. بازالت شيشه‌ای نيز وجود دارد که به آن‌ها تاکی‌ليت می‌گويند. در پيرامون آتش‌فشان خاموش دماوند، به‌ويژه در کناره‌ی جاده‌ی هراز، می‌توان گونه‌های اسکوری، پرفيری و آگلومرای بازالتی را پيدا کرد. 
5. خانواده‌ی پريدوتيت. پريدوتيت سنگی بسيار بازی است که بيش‌تر از کانی‌های آهن و منيزيم‌دار درست شده است.پريدوتيت‌ها چگالی بالايی دارند و رنگ آن‌ها تيره است. اليوين فراوان‌ترين کانی پريدوتيت‌هاست، اما ممکن است اندکی پيروکسن و حتی آمفيبول نيز در آن‌ها ديده شود. پريدوتيت‌ها سرشار از اليوين را دونيت گويند و پريدوتيت‌های سرشار از پيروکسن را پيروکسنيت می‌نامند. در صورتی که هم اليوين و هم پيروکسن را داشته باشند، لرزوليت خوانده می‌شوند. لمبورژيت، که بسيار کمياب است و از بلورهای ريز اوژيت(نوعی پيروکسن) و اليوين آهن‌دار درست شده است، همانند بيرونی پريدوتيت‌هاست و به رنگ قرمز قهوه‌ای ديده می ‌شود. کيمبرليت را نيز همانند بيرونی آن‌ها می‌دانند که سرشار از اليوين است و بلورهای ريز و اندکی گرونا(کانی دگرگونی) و الماس دارد. 

 

 


 

سنگ جم

سنگ جم