شما اینجا هستید | 

سبک های هنر مدرن

34
2
0
هنر مدرن,معماری,سازانو

 

پست مدرن به مجموعه پیچیده ای از واکنش هایی مربوط می شود که در قبال فسلفه مدرن و پیش فرض های آن صورت گرفته اند، بدون آن که در اصول عقاید اساسی کمترین توافقی بین آنها وجود داشته باشد. فلسفه پست مدرن اساسا به معارضه با شالوده گرایی مورد اعتقاد مشترک فلاسفه برجسته قرون شانزده، هفده و هجدهم میلادی همان پیش فرض هایی هستند که باید مردود شناخته شده و کنار گذارده شوند.

 

به عقیده نیچه،هایدگر، فوکو و ژاک دریدا قدمت این قبیل پیش فرض های مردود به قدمت متافیزیک بوده و تجسم عینی آن را به بهترین وجه شاید بتوان در دیدگاه افلاطون مشاهده کرد.ژان- فرانسوا لیوتار حتی از این هم فراتر و فلسفه پست مدرن را مقدم بر فلسفه مدرن می داند، به این معنا که پیش فرض های فلسفه مدرنیسم از مشربی نشات می گیرند که عقاید بیان نشده پیشینی آن پست مدرن محسوب می شوند.

 

لذا فلسفه پست مدرن را با توجه به آنچه گفته شد در بهترین وجه به مثابه مفهوم خوشه پیچیده ای تلقی می شود که شامل عناصر زیر است؛ دیدگاهی ضد (یا پسا) معرفت شناختی، موضعی ضد ماهیت گرایی؛ ضدیت با واقع گرایی؛ ضدیت با شالوده گرایی؛ مخالفت با برهان های استعلایی و مواضع استعلایی، نفی تصویر موجود از شناخت به مثابه بازنمایی دقیق؛ نفی حقیقت به مثابه متناظر یا مطابق با واقعیت؛ نفی نظریه توصیفات کلی؛ نفی واژگان نهایی، یعنی نفی اصول؛ قواعد، تمایزات و مقولاتی که بی هیچ قید و شراطی برای تمامی زمان ها، اشخاص و مکان ها الزام آور و قطعی تلقی می شوند.

 

 

هنر مدرن,معماری,سازانو

 

 

هنر پست مدرن

 

نقاشی چون مجسمه سازی، ابزاری سنتی است که نمی تواند با پست مدرنیسم، هماهنگ شود. به واقع، آن چه در نقاشی پست مدرن می گذرد، مدرنیسم متاخر در لباس مبدل است. در هیچ یک از این اتفاقات  مرز مشخصی بین این دو وجود ندارد. نقاشی پست مدرن، تا آن جا که اصولا بتوان موجودیتی برای آن قائل شد، پیامد مفهوم گرایی، هنر پاپ و نو اکسپرسیونیسم است. با این حال در یک جنبه اساسی با آن ها تفاوت دارد. در این جا نقاشی شبیه متنی ساختار شکنش ده عمل می کند که پر شده از مفهوم، همواره عاری از هر چیزی است که بر گزینیم مگر از طریق مشارکتی آزاد توسط پیش دانسته های مان تجربه اش کنیم.

 

 

هنر مدرن,معماری,سازانو


 

آرت دکو (هنر تزئینی)

 

سبکی که در دهه 1920و 1930 رواج یافت.بیشتر در طراحی ساختمان ها مبلمان جواهرات و تزئینات داخلی به کار گرفته شد. فرم های ساده و جمع و جور و الگوهای هندسی و استفاده از مواد ومصالح صنعتی همچون فلز، شیشه وپلاستیک از جمله وی‍‍‍‍‍‍ژگی های عمومی آرت دکوست. این سبک حاصل تلاشی آگاهانه بود برای ساده کردن شکل های انحنادار و صور نباتی پرپیچ و تاب آرنوو که در معماری وطراحی اوایل قرن بیست رواج داشت. آرت دکو گرایش آرنوو را به انتزاع و تکرار فرم ها حفظ کرد اما از نقش‌مایه های قدیمی تری که درآن راه یافته بود فاصله گرفت.

 

آرت دکو از منابع مختلف یعنی سبک های دورة لویی شانزدهم و ناپلئون، هنر آفریقا، آزتک، مصر باستان، چین(سونگ)، کوبیسم و فوویسم بهره می‌گیرد. این سبک اساساً سبکی تجملی بود و اشیاء غالباً با مواد گرانبها ساخته می‌شدند.

 

 

هنر مدرن,معماری,سازانو

 

 

(Specialism)اسپاسیالیسم (فضا گرایی)

 

جنبشی بود که در 1947 به وسیله‌ی لوچوفونتانا در میلان بنیاد گرفت. وی در بیانیه ای از یک هنر نوین فضایی سخن گفته بود که با روح عصر پس از جنگ همخوانی داشت. این هنر در نگاه سلبی یا منفی خود، فضای توهمی یا «واقعیت مجازی» نقاشی سنتی را نفی می‌کرد. و در نگاه ایجابی یا مثبت خود اتحاد علم وهنر را برای فروافکندن رنگ و فرم به یک فضای حقیقی با استفاده از فناوری روزآمد مانند لامپ نئون،تلویزیون، پی می‌گرفت.. مونتانا در 1947 یک «محیط سیاه فضایی» را پدید آوردکه بنا به نظر هنرشناسان «هنر محیطی» رابشارت می‌داد.

 

 

 (Orphism)اورفیسم

 

یک سبک نقاشی انتزاعی در فرانسه بود که از کوبیسم منشعب گردید سبکی که برجستگی مهمش هارمونی های رنگی بود. این سبک در پی آن بود که با بهره‌گیری از تعامل نور و رنگ در یک فرم ناب انتزاعی همتایی بصری برای موسیقی پدید آورد. فران لژه، فرانک کوپکا و دلنه از نقاشان برجسته این سبک به شمار می‌روند. 

 

 

هنر مدرن,معماری,سازانو

 

 

(Pop art)پاپ آرت

 

از جنبش های هنر بصری در دهه های 1950 و 1960 اساسا در انگلستان و ایالات متحد بنیان گرفت. تصاویر وسوژه های پاپ آرت از فرهنگ همگانی برگرفته می‌شد (قوطی های کنسرو و...) . مواد صنایع جدید مانند پلاستیک ،فوم و رنگ آکریلیک اغلب مورد استفاده آنان قرار می‌گرفت و عمدتاً اسلوب تکه چسبانی (کلاژ) و روش چاپ سیلک‌اسکرین را به کار می‌بردند. این گرایش در واقع به عنوان « واکنشی در برابر اکسپرسیونیسم انتزاعی» دهه های 40 و 50 پیدایش یافت.

 

هنری است  که در آن به جای استفاده از زمین به عنوان جایگاه اجرای یک اثر هنری خود زمین به یک اثر هنری تبدیل می‌گردد. این گرایش در اواخر دهه 1960 به عنوان واکنشی دربرابر فناوری پیچیده‌ی فرهنگ صنعتی و با هدف درآمیختن هنر و طبیعت شکل گرفت همچنین در اعتراض به ماهیت تصنعی دنیای شهر مدرن سطوح صاف و بی عیب و نقص فلزها و پلاستیک ها. این گرایش به یادآوری روزگاران کهن نیز هست. از جمله کار های برجسته: کار رابرت اسمیتسن در دریاچه یوتا با عنوان «اسکله حلزونی».