شما اینجا هستید | 

فالینگ‌واتر یا خانه آبشار Falling water

12
0
0
لوید رایت,خانه آبشار,سازانو

این طرح در سال ۱۹۷۷ در نظرخواهی بهترین طرح معماری معاصر، که از سوی مجله Architecture Record انجام شد به عنوان نخست دست یافت. خانه آبشارکه برای “جی.ادگارد کافمن”، تاجر ثروتمند پیتسبورگی،ساخته شده،در سال ۱۹۶۲ به (سازمان حفاظت از جنگل و منابع طبیعی پنسیلوانیا ی غربی)اهدا گردید.در میان خانه های طراحی شده توسط”فرانک لوید رایت”، تنها خانه ی آبشار است که تغییر نیافته و حتی هنوز اثاثیه ی اصلی آن حفظ شده است.

 

فالینگ‌واتر یا خانه آبشار( Falling water) خانه‌ای است که معمار معروف آمریکائی، فرانک لوید رایت، در سال ۱۹۳۵ در پنسیلوانیایآمریکا طراحی کرده‌است و جز یکی از برترین آثار معماری قرن بیستم به شمار می‌رود. خانه آبشار که اندیشه هنری و معمارانه دنیا را دگرگون نموددر دهه اخیر به واسطه رقم ظاهری او به (سوی) دید بعنوان مبتکر جسور شناخته شد.

 

لوید رایت,خانه آبشار,سازانو

 

این خانه در نزدیکی شهر پیتسبورگو با تبعیت از قوانین سبک بین‌المللیساخته شده آست.خانه آبشار شناخت پذیرترین ساختمان مسکونی در دنیا است.


در اوایل قرن بیستم که به تدریج ایده های رایت در ساختمانهیش شکل می گرفت، دراروپاوامریکا تکنولوژی به سرعت در حال گسترش وپیشرفت بود .این پیشرفت در زمینه های معماری، از نظر تئوری واجرایی بسیار مشهود وبارز بود.اگر چه رایت با تکنولوژی مدرن مخالفتی نداشت،ولی وی آن را به عنوان غایت وهدف تلقی نمی نمود. به اعتقاد رایت ، تکنولوژی وسیله ای است برای رسیدن به یک معماری والاتر که از نظر وی همانا معماری ارگانیک بود. 

 

او در 20 می 1953 در تلیسین معماری ارگانیک را با عبارت ذیل تعریف کرد:

طبیعت:فقط شامل محیط خارج مانند ابرها،درختان وحیوانات نمی شود بلکه شامل داخل بنا واجزا ومصالح آن نیز می باشد
ارگانیک:به معنای همگونی وتلفیق اجزا نسبت به کل وکل نسبت به اجزا می باشد.


 شکل تابع عملکرد: عملکرد صرف صحیح نمی باشد بلکه تلفیق فرم وعملکرد واستفاده از ابداع وقدرت تفکر انسان در رابطه با عملکرد ضروری است. فرم وعملکرد یکی هستند.


لطافت: تفکر وتخیل انسان باید مصالح وسازه سخت ساختمان را به صورت فرمهای دلپذیر و انسانی شکل دهد.همانگونه که پوشش درخت وگلهای بوته ها،شاخه های آنها را تکمیل میکند.مکانیک ساختمان باید در اختیار انسان باشد ونه با العکس .


 سنت: تبعیت ونه تقلید از سنت اساس معماری ارگانیک است.


تزئینات : بخشی جدایی ناپذیر از معماری است.رابطه تزییات به معماری همانند گلها به شاخه های بوته می باشد.


 روح:روح چیزی نیست که به ساختمان القا شود بلکه باید دردرون آن باشد واز داخل به خارج گسترش یاید.


بعد سوم:بر خلاف اعتقاد عمومی ،بعد سوم عرض نیست ، بلکه ضخامت وعمق است.


فضا:عنصری است که دائما باید در حال گسترش باشد.فضا یک شالوده پنهانی است که تمام ریتمهای ساختمان باید از آن منبعث شوند و در آن جریان داشته باشند.


رایت معتقد بود که ماهیت مصالح در ساختمان می بایست نشان داده شود به گونه ای که شیشه به عنوان شیشه، سنگ به عنوان سنگ و چوب به عنوان چوب به کار برود.


خانه اولیه رایت به نام خانه های دشتهای مسطح معروف بودند، زیرا این خانه ها که غالبا در حومه شهر شیکاگو ساخته شده بودند، در تلفیق وهماهنگی با دشتهای مسطح و سرسبز این نواحی طراحی شده بودند.

 

فرانک لوید رایت به تحقیق یکی از مهمترین وخلاق ترین معماران ونظریه پردازان قرن بیستم می باشد . این معمار در طی 90 سال عمر پر بار خود (1959-1869) بیش از 60 سال فعالیت مستمر معماری داشته وحدود 560 ساختمان اجرا نموده است.

 

آنچه در خانه آبشار مفهوم ارگانیک را از مستدل بودن هر جزء یا فرم آن فراتر می برد، نخست پیوستگی طبیعی تمام اجزای آن است و سپس آمیختن آنها با مظاهر طبیعت که این خانه به راستی جزئی از آن شده است. وجود آبشاری روان در دل این ساختمان نه تنها آن را شگفت انگیز و تماشایی می کند، بلکه آن را جزئی از طبیعتی می کند که این ساختمان در میان آن بنا شده است. پاره ای از منتقدان این پرسش را مطرح ساخته اند که آیا آبشار از درون خانه نیز به دید می آید یا خیر؟ جواب این پرسش البته منفی است. اما معماری تا چه اندازه فقط باید در خدمت گروهی خاص و مقصودی معین باشد؟ به معماری باید به عنوان جزئی از محییط نگریست و از این لحاظ، این اثر رایت با توجه به مقصودی که بر معماری مرتبت است پاسخی بس موفقیت آمیز یافته است. اما تازه همین برون ساختمان، همین ارگانیک بودن آن، به درون ساختمان نیز تنوعی دلپذیر داده است. به جای حجمهای واضح و یکنواخت و ملال انگیز، هر گوشه درون این ساختمان داستانی جالب توجه دارد اگر چه آبشار از درون خانه دیده نمی شود، همین شکفتگی از درون که روح و معنای ارگانیک است این داستانهای جالب را پدید آورده است. ونتوری که موضوع تضاد و پیچیدگی را در معماری مطرح می سازد، بی آنکه سخنی از این اثر برجسته رایت به میان آورد، او را ساده گرا و معماریش را معماری روستایی معرفی می کند، اما خود ونتوری چه از نظر تضاد و پیچیدگی و چه از هیچ نظر دیگر در معماری نتوانسه حتی اندکی به آثار رایت نزدیک شود، و این از پاره ای جهات و در موارد متعدد از مشکلات بزرگ معمارانی است که چون ونتوری خود را از قید و بندهای مدرن رسته می بینند. بت شکنی آنها ممکن است و می تواند موجه باشد، اما در سرودن شعرِ آزادی که جانشین این تقید شود موفق نبوده اند.