شما اینجا هستید | 

حال و هوای فضا معماری در سینما

25
3
0
حال و هوای فضا معماری در سینما

 

معماری و سینما دارای وجوه مشترکی هستند که آن ها را به یکدیگر پیوند می دهند. در هردوی این هنرها مسئله مهم خلق کیفیتی از فضاست با این تفاوت که فضای معماری ملموس، قابل درک و تجربه مستقیم و از لحاظ کمی متناهی است ولی فضای سینما از آن جا که به طور غیر مستقیم درک می شود تاحدی ناشناخته و غریب می نماید و قادر است تا بی نهایت گسترده باشد. همچون فضاهایی که گاه در ذهن یا رویاهایمان تجسم و در آنها زندگی می کنیم. در حقیقت سینما قادر است به واسطه ابزار های خاص خود این تصاویر ذهنی را به تصاویر عینی بدل کند، بدون آن که در واقعیت وجود داشته باشند. موضوع مهم دیگر چگونگی استفاده از این ابزارهاست. همان گونه که در معماری صرف نظر از ایده، طرح، مصالح، تکنولوژی، نور، رنگ، بافت و بسیاری از عناصر دیگر در پردازش کیفیت فضا موثرند، سینما نیز ابزار های مختلفی را در اختیار دارد که به واسطه آن ها می تواند کیفیتی از فضا را تقویت یا تضعیف کند. در حقیقت یکی از مهم ترین دلایل در موفقیت یا شکست یک فیلم چگونگی القای فضایی است که موضوع در آن واقع می شود. گاه موضوعات مختلفی در درون خود هستند فضاهایی که خود به تنهایی دارای هیجاناتی هستند و حس هایی نظیر وهم، وحشت، رازآلودگی و … را به ذهن منتقل می کنند. این فضاهای حقیقی از آن جا که جهت تصویرسازی به اغراق و دستکاری کمتری نیاز دارند غالبا در نقش فضایی ظاهر می شوند که داستان فیلم در آن جا حادث می شوند

 

 

حال و هوای فضا معماری در سینما

 

 

انسان همواره با هنر معماری درگیر است و در فضاهای معماری زندگی می کند، سینما نیز به عنوان یکی از تأثیرگذارترین هنرها بر انسان شناخته شده است. هر دو هنرهایی هستند که برای تجلی خویش، دیگری را به کار می گیرد. این دو هنر بنابر ویژه گی هایی که دارا هستند، شباهت ها و تفاوت هایی دارند.فضا، زمان، و حرکت نهفته در این دو از مهم ترین عناصری هستند که این دو هنر را به هم نزدیک می کنند. در حقیقت معماری و سینما هر دو به خلق فضا و روح زندگی می پردازند. گر چه که فضای معماری توسط مصالح واقعی خلق می شود، ولی فضای سینمایی فضایی مجازی و خیالی است. هر دوی این فضاها بر انسان و رفتارهای او تأثیرگذار هستند تا آنجایی که می توان از هر دوی آنها در رشد و تعالی انسانی بهره جست.به گفته درایر معماری همیشه نزدیک ترین خویشاوند سینما بوده است. هر دو از مبانی یکسانی از قبیل زیبایی شناسی بهره می برند. یکی از مهم ترین روابطی که سینما به عنوان هنر با هنرهای دیگر دارد، با معماری است. هر دو به گونه ای با هم درگیرند. هر دو خالق فضا هستند: فضای سینمایی، فضایی خیالی است که عینیت پیدا می کند و در واقع عینیت واقعی نیست، بلکه توهم واقیت است. تصویری است که می تواند در دنیای واقعی وجود داشته باشد و همین ویژه کی است که به پدیده همذات پنداری منجر شود. از سوی دیگر نیز می توان آنقدر تخیلی و دور از ذهن تماشاگر باشد که آن را باور نکند. از سوی دیگر معماری فضای واقعی را بوجود می آورد. فضا برای زندگی بشر. در فضاهای معماری زندگی و حرکت جریان دارد. در حقیقت فضای ذهنی معمار عینیت یافته و نه خیالی، بلکه واقعیت یافته است.

 

 

 

 

سینما در طول قرن اخیر همسان با تصورات معماری در جامعه گسترش یافته است. شفافیت معماری در سینما همواره مشهود بوده است که بهترین نمونه ی آن پنجره عقبی 1945 اثر آلفرد هیچکاک بوده است. معماری هوشمند بنا با دوربین های مخفی و پنجره های الکتریکی در خدمت زدودن حریم انسانی است. نمونه ی دیگر آن فیلم شهر تاریک 1998 پیرامون جستجوی هویت در فضای معماری می چرخد. جستجو برای هویت شخصی منجر به سفری در شهر معماری آسیب پذیرش می گردد..

 

 

 

 

فضا 

 

 

فضا، زمان، حرکت در سینما و معماری
همان گونه که از گفته های بالا برداشت می شود، بنیادی ترین عنصر معماری و سینما فضاست. در سینما فیلم ساز، به طور ذهنی به هدف فضاسازی خود می رسد و در معماری، معمار به فضا عینیت می بخشد. بنابراین فضا در سینما چیزی یکدست و منسجم نیست، بلکه بیشتر به ماده ای سیال شباهت دارد که به هر شکلی تغییر می کند. در صورتی که در معماری لزوماً اینگونه نیست. زمان نیز عاملی کاملاً ادراکی در هنر سینماست و از طرفی در معماری کیفیتی ذهنی دارد.در معماری زمان با حرکت فضا اطفاق می افتد، باید زمان بر بیننده بگذرد و در طی این زمان در فضا حرکت کند – که خود نیازمند گذر زمان است.

 

 

معماری در فیلم جدا از آنکه مستقیم به صورت طراحی صحنه حظور دارد، در تلفیق با عناصر ساختاری سینما جزئی لاینفک از روح سینما گردیده است. معماری در سینما تا آنجا نفوذ می کند که در فیلم های ترسناک اغلب فضاهای معماری حافظه دارند و سرنشینان سعی در زدودن تاریخ خاطره و حافظه بنا از طریق جابه جایی اجزا دارند. تمام اتفاقات ناگوار به مقصر بودن معماری و فضا مرتبط می شود. این موضوع در فیلم درخشش استنلی کوبریک به کرات اطفاق می افتد.

 


به عقیده لویی کان معماری بنای انسانی است. پر واضح است که کیفیت فضاهای معماری باعث شکل دهی و بروز رفتارهای مناسب یا نامناسب انسان در جوامع امروزی می شود. چنانچه معماری خالق فضا جهت زندگی است و انسان موجودی است که در این فضاها اسیر شده، گریزی ندارد جز آنکه خود را با آن سازگار سازد گرچه نیز خود بخشی از فضاست.نقش انسان به مراتب در فضای معماری بیشتر و واقعی تر از همذات پنداری آن با صحنه ای از یک فیلم یا نمایش است. بنابراین معماری که مستقیماً با حقیقت زندگی بشر سر و کار دارد، به شرطی که به شیوه ای صحیح به وجود آمده باشد، می تواند به مراتب تأثیرگذارتر باشد. برای نمونه زیر پل ها و کوچه های تاریک و باریک شهرهایی همچون لندن و پاریس، در این دسته جای میگیرند. بنابراین می توان گفت معماری نیز همانند سینما تأثیرگذاری اجتناب ناپذیری بر زندگی و روح بشر دارد. نقش معماران و شهرسازان به عنوان عامل پدیدآورنده ی فضای زندگی بشری در بروز رفتارهای اجتماعی به مراتب بیشتر از فیلم سازان است، ولو به شیوه ای ناخودآگاهانه.